زحمت ارائه مدرک بر دوش کسانی است که ادعای تقلب کردهاند، نه کسانی که تقلب را انکار کردهاند. به ویژه در کشوری که چنین روند دقیق و پیچیدهای برای نظارت بر انتخابات دارد. اکنون مستنداتی برای اثبات نادرست بودن اختلاف یازده میلیونی رای احمدینژاد نسبت به موسوی وجود ندارد.
قسمت دوم و پایانی نوشتار "اریک بریل " حقوقدان آمریکایی که به بررسی علمی ادعای تقلب در دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری ایران میپردازد را مطالعه میکنید:
مورد پنجم اعتراض:
- نتیجه انتخابات به دلیل در تضادبودن با پیشبینیها قابل قبول نیست
بسیاری از تحلیلگران غربی تصور میکردند افزایش ناگهانی تعداد شرکت کنندگان در انتخابات به سود موسوی خواهد بود. این فرضیه بر بسیاری از فرضیههای دیگر نیز صحه میگذاشت. از جمله این فرضیه که بسیاری از رای دهندگان در سال 84 به این دلیل در انتخابات شرکت نکردند که مخالفت خود را با هر دو کاندیدای دور دوم نشان دهند. این فرضیه همچنین پایهگذار یک فرضیه دیگر نیز شده بود، درصد بالای رای خاتمی در سال 76(69 درصد) و سال 80(78 درصد) نشاندهنده اجتنابناپذیر بودن آزادی در ایران بود. مسألهای که میتوانست باعث ظهور یک کاندیدای دیگر که شایستگی کسب رای خاموش این تعداد از مردم ایران را داشت، بشود. این طور به نظر میرسید که این کاندیدای مورد نظر میرحسین موسوی است. همچنین بسیاری از تحلیلگران تصور میکردند تمام آنهایی که در دور اول انتخابات 84 به کروبی و دیگر کاندیداهای اصلاحطلب رای داده بودند، این بار نیز به کروبی و یا موسوی رای خواهند داد. در پایان باید گفت، تحلیلگران بسیاری حمایت همه جانبه روستاییان از احمدینژاد را افسانه میپنداشتند (با در نظر گرفتن این نکته که بسیاری از روستاییان در سالهای 76 و 80 از خاتمی و در سال 84 از کروبی حمایت کرده بودند).
پاسخ مناسب برای این تحلیلگران رنجیده خاطر، این است که هیچ یک از این موارد اهمیتی ندارند. تنها سوال موجود در این زمینه این است که آیا احمدینژاد در انتخابات عادلانه پیروز شد یا خیر، این که چرا مردم ایران بر اساس پیشبینیها رفتار نکردند، اهمیتی ندارد. گفتن این جمله که نتایج انتخابات برخلاف پیشبینیها بود و دولت باید اثبات کند که تقلبی صورت نگرفته است، به تنهایی برای اثبات ادعای تقلب کافی نیست.
زحمت ارائه مدرک بر دوش کسانی است که ادعای تقلب کرده اند، نه کسانی که تقلب را انکار کرده اند. به ویژه در کشوری که چنین روند دقیق و پیچیده ای برای نظارت بر انتخابات دارد. اکنون مستنداتی برای اثبات نادرست بودن اختلاف یازده میلیونی رای احمدینژاد نسبت به موسوی وجود ندارد. مگر این که فردی به دلیل سرخوردگی، تردید، شنیدن شایعات و یا حدس و گمان چنین چیزی را مطرح کند. اگر صدها یا هزاران صندوق بیش از حد ظرفیت پر شده باشد، کافی تنها یک نفر یکی از این صندوقها را نشان دهد. در کدام محل اخذ رای خودکاری تقلبی که جوهرش پاک میشد، وجود داشت؟ در کدام یک از محلهای اخذ رای، صندوقی مهر و موم نشده رها شد؟ اگر نمایندگان موسوی این مسأله را دیدهاند، چرا هیچ یک از آنها گزارشی در این مورد ارائه نکردهاند؟ گزارشهای معدودی که در این باره منتشر شده است، توسط افراد بی نام و نشان نوشته شده است که چهره هیچ یک از آنها دیده نشده است. در نظر گرفتن ادعای نادرست افرادی که نه نام و نشانی از آنها در دست است و نه مکان و زمان وقوع ادعای آنها مشخص شده است، کاری منطقی نیست. البته برخی گزارشها به حدی دقیق بوده است که تشخیص جعلی بودن آنها مشکل است، اما این جزئیات دقیق هیچ اطلاعات مفیدی برای اثبات تقلب ارائه نمیدهند.
این که چرا نتایج انتخابات برخلاف پیشبینیها بود، به یک پاسخ کامل نیاز دارد. بسیاری از تحلیلگران میگویند، حمایت شدید مردم از خاتمی در سالهای 76 و 80 لزوماً به معنای تأیید مواضع اصلاحطلبانه وی نبوده است. وی به دلیل شعارهای خود مبنی بر آزادی و توسعه سیاسی پیروز نشد. بلکه پیروزی وی به این دلیل بود که تصور میشد وی یک فرد صادق و فاقد فساد مالی و اداری است. همچنین سید بودن او نقش مهمی را برای محبوبیت وی در میان مذهبیها ایفا کرد. شخصیت و شیوه عملکردش یک عامل اساسی در پیروزی چشمگیر وی بود. برخلاف خاتمی، موسوی هیچ گونه نماد روحانیت و عمامه مشکی نیز نداشت. علاوه بر این هم موسوی و هم کروبی متهم به فساد بودند. احمدینژاد در مناظره خود با کروبی وی را به دریافت رشوه متهم و اعلام کرد، کروبی ممکن است از راههای نامشروع زندگی تجملاتی خود را به دست آورده باشد.
موسوی نیز به دلیل همکاری خود با رفسنجانی و فرزندان وی که همگی متهم به فساد مالی هستند، به فساد متهم شده بود. یک دلیل مهم برای موفقیت خاتمی در انتخابات سال 76 این است که بین او و رفسنجانی که به باور مردم ایران یک آدم فاسد از لحاظ مالی بود، تضادهای بسیاری وجود داشت. موسوی با همان شخصی متحد شده بود که خاتمی از وی جدا شده بود. اگرچه این اتحاد به معنای فاسد بودن موسوی نبود، اما به طرز چشمگیری شانس احمدینژاد را برای پیروزی، در فاصله یک روز به زمان برگزاری انتخابات افزایش داد. در آن روز از مردم پرسیده شد، کدام کاندیدا را صادقتر میدانند، نتیجه این نظرسنجی نشاندهنده برتری 31 درصدی احمدینژاد نسبت به موسوی بود.
علاوه بر این، بسیاری از رایدهندگان در مورد شایستگی موسوی برای ریاست جمهوری تردید داشتند، زیرا وی به مدت بیست سال از اجتماع و سیاست دور بود و وقت خود را به هنر و نقاشی میگذراند. اگرچه حامیان موسوی مدعی بودند، دور بودن وی از سیاست، نشانه خلوص و پاکی وی بوده است، اما رایدهندگانی که در مورد کاندیدای مورد نظر خود تصمیم نگرفته بودند، فردی را میدیدند که در این بیست سال به ندرت از تابلوی نقاشی خود دور میشد، و تنها چندماهی بود که به عرصه آمده و سخنرانیهای فراوانی انجام میداد.
گذشته از این، عاقلانه نیست بگوییم، افرادی که در سال 84 از کاندیداهای اصلاحطلب حمایت کرده بودند، در انتخابات اخیر نیز به موسوی و کروبی رای خواهند داد. تحلیلگران عقیده دارند، یکی از مهمترین دلایل موفقیت کروبی در سال 84، وعده وی به مردم مبنی بر اعطای پول نفت به آنان بود. در حالی که وی در سال 88 این پایگاه را از دست داده بود، زیرا احمدینژاد این طرح را به خود اختصاص داده بود. علاوه بر این عقاید مذهبی مردم باعث شده بود تمایل بیشتری به احمدینژاد در مقایسه با موسوی داشته باشند. احمدینژاد در دوره اول ریاست جمهوری خود به تمام استانها سفر و به افراد فقیر و روستاییان کمک کرده بود. وی همچنین با گسترش نظارت بر درآمدهای نفتی، توسعه طرحها در مناطق روستایی، ارائه پول به کشاورزان فقیر، اعطای وامهای کمبهره به زوجهای جوان و متقاضیان مشاغل، افزایش حقوق کارمندان دولت و بیمه کردن زنان قالیباف، کارهای زیادی را انجام داده بود. این کارها احتمالاً بسیاری از کارمندان و روستاییها را ترغیب کرد در روز انتخابات با تعدادی بسیار بیشتر از حد پیشبینی شده از وی قدردانی کنند.
مورد ششم اعتراض:
-درصد بالای رای احمدینژاد به ویژه در شهرها و استانهایی که وی بومی آنها نبود، قابل قبول نیست بسیاری از تحلیلگران عقیده داشتند این نکته که بسیاری از مردم ایران به ویژه در مناطق خاص به احمدینژاد رای داده اند، عجیب و بیمعنی است. آیتالله حسینعلی منتظری در این باره گفته بود: هیچ عقل سلیمی چنین چیزی را باور نمیکند. حتی برخی تحلیلگران به دلیل رای بالای احمدینژاد بیش از پیش در این مورد تردید داشتند. (برخی از مخالفان صحت نتایج انتخابات عقیده دارند که متقلبان انتخاباتی بهتر بود بین 54 تا 55 درصد آرا را به سود احمدینژاد اعلام میکردند، نه 62 درصد را زیرا در این صورت افراد کمتری شگفت زده میشدند). فریده فرهی، تحلیلگر ایرانی دانشگاه هاوایی خشمگینانهترین جمله را در این مورد بیان کرده است: هیچ کس نمیتواند باور کند چنین چیزی اتفاق افتاده است.
برخی نظرسنجیهای انجام شده پیش از انتخابات باعث خوشبینی حامیان موسوی شده بود. در نخستین نظرسنجی انجام شده که توسط دانشگاه تهران و در خردادماه انجام گرفت، احمدینژاد برتری 44 درصدی نسبت به موسوی داشت، در حالی که نظرسنجی انجام شده توسط یک مؤسسه غربی این برتری را 20 درصد نشان میداد. البته هر دو نظرسنجی پیش از اعلام اسامی نامزدهای تأیید شده انجام شده بود. تا روز دهم خرداد بر اساس نظرسنجی دانشگاه تهران فاصله دو کاندیدا به 9 درصد کاهش یافته بود. اما حامیان سرمست موسوی نمیخواهند بپذیرند که به ویژه پس از برگزاری مناظره دو کاندیدا در روز 13 خرداد، فاصله بین احمدینژاد و موسوی به 30 درصد افزایش یافته بود. برخی تحلیلگران احساس میکردند نظرسنجی قبلی معتبرتر است. برای مثال خانم فرهی عقیده داشت، نظرسنجی رسمی معتبر نیست، زیرا بر اساس رایگیری مخفیانهای که توسط دولت ایران انجام شده بود، موسوی میتوانست بین 16 تا 18 میلیون رای بیاورد و احمدینژاد 6 تا 8 میلیون. حتی مازیار بهاری مقاله نویس نیوزویک ادعا کرده بود که درصد بالایی از کارکنان سپاه قصد داشتند به موسوی رای بدهند. این در حالی است که این یک ادعای عجیب بود، زیرا بسیاری از تحلیلگران بر این باور نبودند. بهاری همچنین ادعا میکند، خود احمدینژاد هم از این مسأله آگاهی داشت و تلاش میکرد با اعطای پاداش به کسانی که در سخنرانیهای وی شرکت میکردند و یا با کاهش تورم این روند را تغییر دهد. ادعاهای بهاری که از یک منبع ناشناس گرفته شده بود، به زودی در بسیاری از رسانههای جهان بازتاب یافت. مهمترین دلیل تردید ایجاد شده این بود که آرای احمدینژاد در شهرها و روستاهایی که کاندیداهای مخالف وی بومی آن جا بودند، بالا بود. با وجود این که احمدینژاد مدتی شهردار تهران بود، اما این مسأله که وی در استان تهران رای بیشتری از موسوی آورده است، باعث ایجاد تردید شده بود.
3 روز پیش از انتخابات، حامیان موسوی یک زنجیره انسانی در تهران تشکیل دادند که تعداد این افراد بین 18هزار تا 100هزار نفر تخمین زده میشد. این در حالی بود که در همان روز یک زنجیره انسانی برای احمدینژاد تشکیل شد که تعداد آن بین 180هزار تا یک میلیون نفر تخمین زده میشد.
اکنون این سوال مطرح است که احمدینژاد چگونه توانسته در استان آذربایجان شرقی که محل تولد موسوی است، 56 درصد آرا را به دست بیاورد؟ تنها یک احتمال وجود دارد، قدردانی مردم آذربایجان از اقدامات سخاوتمندانه احمدینژاد. به لطف تلاشهای احمدینژاد، دانشجویان بومی آذربایجان در دانشگاه تبریز میتوانستند دروس خود را به زبان آذری بیاموزند. حادثه بد دیگری که برای موسوی رخ داد و باعث شد آرای وی در استان خودش کاهش یابد، این بود که آیتالله خامنهای رهبر ایران نیز آذری است. رایدهندگان آذری این طور تصور میکردند که تمایل رهبر به احمدینژاد غیر آذری از موسوی آذری زبان بیشتر است. البته برخی از مردم آذربایجان تصمیم قطعی را در این مورد نگرفته بودند. زیرا نظرسنجی انجام شده در استان که 3 هفته پیش از برگزاری انتخابات انجام شد، نشان داد، احمدینژاد برتری 50 درصدی نسبت به موسوی دارد و مشخص شد هنوز بسیاری از مردم استان تصمیم خود را نگرفتهاند. البته باید به این نکته اشاره کرد که رای احمدینژاد در آذربایجان شرقی نسبت به سال 84، 12درصد کاهش یافته بود. این تردیدها در مورد کروبی و استان وی نیز وجود داشت. وی اعلام کرد رای وی در استان لرستان به قدری مسخره و غیرقابل قبول است که هیچ کس نمیتواند در مورد آن صحبت کند. سرخوردگی و تردید کروبی کاملاً قابل درک بود. رای وی(330183) بسیار کمتر از میزان رایی بود که در سال 84 کسب کرده بود. دلیل مناسب برای این مسأله این است که کروبی یک رقیب جدی در انتخابات 84 بود که با شرکت در انتخابات 88 تمام رایهای کاندیداهای دیگر را از بین میبرد. به همین دلیل حامیان موسوی، از حامیان کروبی و رضایی میخواستند به موسوی رای دهند (اگرچه احتمال گرایش حامیان رضایی به احمدینژاد بیشتر بود) شکست کروبی میتواند دلیلی بر این باشد که حامیان وی به موسوی رای دادهاند. احتمال دیگر این است که رای دهندگان استان لرستان احمدینژاد را ترجیح میدادند، وی در سال 84، 50 درصد از آرای مردم لرستان را کسب کرده و اکنون نیز رئیسجمهور بود. تجربه نشان میدهد که هرکدام از روسای جمهور ایران که بار دیگر در انتخابات شرکت کردهاند، با اکثریت آرا پیروز انتخابات بودهاند.
مورد هفتم اعتراض:
-اعلام پیروزی احمدینژاد به طور شبههانگیزی پیش از موعد اتفاق افتاد
موسوی به این مسأله اعتراض داشت که وزارت کشور، پیروزی احمدینژاد را خیلی زود و در ساعات اولیه صبح فردای روز انتخابات اعلام کرد، در حالی که شمردن 40 میلیون رای باید بیشتر طول میکشید. حتی پایگاههای خبری رسمی دولت ایران پا را فراتر گذاشته و پیروزی احمدینژاد را در شب انتخابات و تنها پس از شمردن 5 میلیون رای اعلام کرده بودند. براساس اظهارات موسوی، این اعلام پیش از موعد، ثابت میکند حکومت خیلی زودتر تصمیم گرفته بود احمدینژاد پیروز انتخابات باشد. موسوی به ویژه از این مسأله آزرده خاطر بود که بر اساس ادعای وی، در شب انتخابات یکی از مقامات، وی را از پیروزیاش آگاه کرده بود. ممکن است همین مسأله باعث شده باشد موسوی پیروزی خود را در شب انتخابات و پیش از اعلام رسمی دولت اعلام کند. بیانیه پیش از موعد موسوی همان گونه که پیشبینی میشد، باعث شد هواداران شادمان وی به خیابانها بریزند و جشن بگیرند، اگرچه خوشحالی آنها دیری نپایید و با اعلام پیروزی احمدینژاد توسط پایگاههای خبری رسمی ایران، از بین رفت.
این ادعا هیچ پایه درستی ندارد، معمولا اگر قرار باشد در انتخاباتی تقلب صورت گیرد، عاملان این تقلب صبر میکنند تا شمارش آرا به طور کامل تمام شود و سپس پیروزی کاندیدای مورد نظر خود را اعلام میکنند. همچنین عاملان تقلب این کار بیهوده را که به کاندیدای بازنده اعلام کنند، در انتخابات پیروز شده، انجام نمیدهند تا اوضاع آشفته نشود. مهم تر از همه این که زمان بندی انتشار بیانیههای وزارت کشور ادعای موسوی را که اعلام زودهنگام نتایج انتخابات دلیلی بر تقلب است و شمردن چهل میلیون رای در این زمان ممکن نیست، به طور کامل رد میکند. کار وزارت کشور شمردن آرا نیست، بلکه وظیفه این وزارتخانه اعلام نتایج شمارش آرای 45692 صندوق اخذ رای است که زمان بسیار کمی را باید برای این کار صرف کرد. شمارش آرا قطعاً پیش از زمان انتشار بیانیه وزارت کشور کامل شده است، همانطور که در انتخابات پیشین انجام شده بود. علاوه بر این شمارش آرا در تمام صندوقهای اخذ رای در سراسر ایران در همان شامگاه روز رأیگیری و زیر نظر نمایندگان تمامی کاندیداها آغاز شده بود.
مورد هشتم اعتراض:
-تظاهرات گسترده مردم و سرکوب آنها توسط حکومت ثابت میکند که اکثریت مردم ایران از جناح مخالف دولت حمایت میکردند
اگرچه تظاهرات پیش از انتخابات به راحتی و بدون کوچکترین دخالتی انجام میشد، اما تظاهرات پس از انتخابات با دخالت پلیس و نیروهای شبهنظامی به خشونت کشیده شد، چند نفر کشته و بسیاری مجروح شدند، مخالفان مدعی شدند که این عکس العمل حکومت، هم نوعی سرکوب حقوق بشر است و هم نوعی اذعان به این است که آرای موسوی دزدیده شده است. حکومت مدعی بود، این عکس العمل کاملاً منطقی و درست بود، زیرا تظاهرکنندگان دست به اعمال خشونت آمیز میزدند و وسایل نقلیه را به آتش میکشیدند، به ماموران سنگ پرتاب میکردند و آنان را مورد ضرب و شتم قرار میدادند. در واقع تظاهرکنندگان خود را به عنوان پیشگامان دموکراسی حقیقی در نظر میگرفتند، در حالی که حکومت این افراد را به عنوان افراد آشوبگر و ضد دموکراسی معرفی میکرد که نمیتوانستند شکست کاندیدای مورد نظر خود را بپذیرند.
حامیان موسوی بلافاصله پس از انتخابات چندین راهپیمایی گسترده برگزار کردند که این راهپیماییها در نیمه دوم سال 2009 میلادی نیز ادامه یافت. رسانههای غربی مانند دوران پیش از انتخابات پوشش گسترده تظاهرات مخالفان را در دستور کار قرار دادند. بر اساس اخباری که در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد، منابع خبری مخالفان حکومت تعداد تظاهرکنندگان روز عاشورا را دهها هزار نفر تخمین زده بودند، در حالی که منابع حکومتی این تعداد دو تا چهار هزار نفر اعلام کردند. منبع خبری دیگری که مخالف احمدینژاد بود، تعداد افرادی را که در راهپیمایی نهم دی شرکت کرده بودند، یک میلیون نفر اعلام کرد. این برآورد جمعیت بسیاری از مخالفان را شگفتزده کرد، زیرا بسیاری از رسانههای غربی میکوشیدند اعلام کنند، تعداد تظاهرکنندگان موافق حکومت بسیار کمتر بوده است. برای مثال "مایکل اسلاکمن " در مقاله خود در نیویورک تایمز که ژانویه 2010 به چاپ رسید، به تظاهرات عاشورا اشاره و تعداد شرکتکنندگان را دهها هزار نفر اعلام کرد، اما هیچ اشارهای به تظاهرات موافقان حکومت در نهم دی نکرد.
رسانههای غربی در زمینه دیدگاههای ایرانیان در رابطه با انتخابات اخیر و راهپیماییهای مخالفان گزارشهای درست و صادقانهای منتشر نکردند. بسیاری از نویسندگان رسانههای غربی به اخبار پایگاه اینترنتی توییتر و پایگاههای مشابه آن تکیه میکردند. برای مثال "مارک آمبیندر " نویسنده نشریه آتلانتیک به خوانندگان خود هشدار داده بود، به توییتر اعتماد نکنند، اما پس از مدتی این توصیه خود را فراموش کرد و گفت: به نظر من توییتر پایگاه قابل اعتمادی است. چندی بعد پایگاه مورد اعتماد آمبیندر اعلام کرد، پلیس ایران با تبر مردم را مانند گوشت تکهتکه میکند و جنازهها را در کامیونها میریزد. گزارشهای دیگری نیز از این پایگاه منتشر میشد که البته کمی متعادلتر بود. از جمله این که تمامی مغازهها تعطیل شدهاند و هیچ کس نمیتواند جایی برود و یا این که اینترنت در ایران از کار افتاده است.
با وجود این، بررسیها نشان میدهد، عقاید بسیاری از ایرانیان در مورد انتخابات با این ادعاها مغایرت دارد. نظرسنجیهای انجام شده پس از انتخابات نشان داد، 76 درصد مردم(حتی آنهایی که به موسوی رای داده بودند)، معتقد بودند نتایج انتخابات سالم است. اما نظرسنجی دیگری که دو ماه بعد انجام شد، نشان داد این میزان به 83 درصد افزایش یافته است. بسیاری از مردم ایران معتقد بودند، اقدامات مخالفان و تظاهرکنندگان نادرست و تحریک آمیز بود و عکس العمل پلیس نیز در این مورد شدید نبود. برای مثال با وجود این که اکثر رسانههای غربی از عکس العمل حکومت بر ضد تظاهرکنندگان روز عاشورا انتقاد کردند، بسیاری از مردم ایران مخالفان حکومت را به دلیل برگزاری تظاهرات در روز مقدس عاشورا مورد انتقاد قرار دادند. مردم ایران معتقد بودند، به خشونت کشیده شدن اوضاع کشور با توجه به آتش زدن وسایل نقلیه پلیس از سوی مخالفان حکومت، کاملاً منطقی بود. برخلاف انتظار رهبران مخالفان، تنها تعداد کمی از مردم عقیده داشتند که عکسالعمل دولت به خاطر این انجام میشود که دولت غیرقانونی است و میخواهد از این طریق این مسأله را پنهان کند.
مورد نهم اعتراض:
-تحلیلهای آماری از شمارش آرا نشان میدهد تقلب صورت گرفته است
اگرچه پیش از این چندین مورد اختلافات آماری در نتایج انتخابات بررسی شده است، اما چند تحلیل آماری مبهم باید دقیقتر مورد بررسی قرار گیرد. این مسأله که اعداد یک تا 9 دارای دامنه و بسامد یکسان نیستند، در زندگی واقعی یک امر طبیعی است. در عوض هرچه عدد کوچکتر باشد، احتمال این که آن عدد به عنوان اولین عدد مهم در یک مجموعه اعداد قرار گیرد، بسیار زیاد است. این مسأله را میتوان با استفاده از قانون بن فورد بهتر توضیح داد. اگر در موردی این ظن به وجود آید که یک دستکاری در محاسبه اعداد صورت گرفته است، میتوان با استفاده از قانون بن فورد این مسأله را بررسی کرد. کسانی که از قانون بن فورد اطلاع دارند، همچنین میتوانند تمام ارقام مربوط به کامپیوتر را جست و جو و بررسی کنند. برای مثال بر اساس قانون بن فورد، احتمال این که عدد یک به عنوان اولین عدد با معنا انتخاب شود، 30 درصد است.
چندین کارشناس آمار تاکنون نتایج آماری انتخابات سال 88 ایران را بر اساس قانون بن فورد مورد بررسی قرار دادهاند. برای مثال پروفسور "بودوین روکما " تحلیلی در این مورد بر اساس قانون بن فورد و در سطح آمار استانی انجام داد. وی بر اساس این تحلیل نتیجه گرفت که وجود رقم هفت در شمارش آرای کروبی که کمتر از یک درصد آرا را به دست آورده بود، این تردید را به وجود آورده که تقلب صورت گرفته است. همچنین وجود تعداد زیادی رقم 2 و عدم وجود رقم یک به اندازه کافی در آرای احمدینژاد این ظن را تقویت میکرد.
این در حالی است که پروفسور "روالتر مباین " به این نکته اشاره کرد که در بسیاری از انتخابات استفاده از قانون بن فورد مفید نبوده است. وی اعتقاد دارد این قانون تنها زمانی مفید است که دومین عدد معنی دار نیز مورد بررسی قرار گیرد. وی این کار را در مورد انتخابات ایران انجام داد و اطلاعات مربوط به آرا را هم در سطح منطقهای و هم در صندوقهای رای بررسی کرد. اگرچه وی به این نتیجه رسید که در اطلاعات مربوط به سطح منطقهای هیچ اشکالی وجود ندارد، اما اعلام کرد که در شمارش آرای احمدینژاد، کروبی و رضایی دستکاریهایی صورت گرفته است، اما در مورد موسوی این اتفاق نیفتاده است. پروفسور مباین اعتقاد داشت که ادعای تقلب در انتخابات بهترین توجیه برای آرای بالای احمدینژاد بود، اما وی بر این نکته تاکید داشت که اثبات این ادعا مستلزم اطلاعات و تحقیقات بیشتر پیش از هرگونه نتیجه گیری است. اما دو کارشناس آماری دیگر به نامهای "برند ببر " و "الکساندر ساکو " از دانشگاه نیویورک نیز این مسأله را بررسی و اعلام کردند، احتمال درست بودن شمارش آرا یک در دویست است.
فهمیدن این که نتیجهگیری این کارشناسان آمار، نادرست و بیاعتبار است، چندان سخت نیست. ابتدا نتیجهگیری ببر و ساکو را بررسی میکنیم. براساس تحلیل این دو، اگر از شخصی بخواهیم 100 عدد پنج رقمی را به دلخواه انتخاب کرده و بنویسد، احتمال این که در این اعداد، دو عدد آخر شبیه یکدیگر باشد، بسیار زیاد است. برای مثال انتخاب عدد 23 از انتخاب عدد 13 یا 64 بسیار محتملتر است، زیرا مردم اعدادی را که به هم نزدیکتر باشند، ترجیح میدهند. بنابراین اگر فردی بخواهد اعداد را انتخاب کند، قطعاً اعدادی را که به هم نزدیک هستند، بیشتر انتخاب خواهد کرد. ببر و ساکو 116 رقم کل آرای هر چهار کاندیدا را در 29 استان بررسی کردند و نتیجه گرفتند که شمارش آرا که توسط وزارت کشور اعلام شد، به احتمال 99/5 درصد دستکاری شده است.
اما این ادعا درست نیست، زیرا کل صندوقهای رای باید مورد بررسی قرار گیرند. در حالی که ببر و ساکو تنها آرای استانی را مورد بررسی قرار دادهاند. همین مسأله در مورد تحلیلهای مباین و یا روکما نیز صادق است. زیرا آنها با بررسی آرا در سطح منطقهای به این نتیجه رسیده بودند که تقلب صورت گرفته است. آنها البته به این نکته اذعان کرده بودند که تعداد آرا در سطح استانها با تعداد آرا در سطح منطقهای برابر بود. بنابراین با توجه به این نکته، تحلیل اولیه آنها نیز پایه و اساس درستی نخواهد داشت.
تحلیل ببر و ساکو را با دقت بیشتری بررسی میکنیم. این تحلیل بیان میدارد که شمارش آرا باید ابتدا از سطوح پایین انجام و سپس تمام آرا با هم جمع شود تا عدد نهایی مشخص شود. منظور ببر و ساکو این است که به دلیل این که اعداد سطوح بالا مجموعهای از اعداد سطوح پایین هستند، دستکاری در آنها ممکن نیست. اما اگر بررسی آرا از سطوح بالا آغاز و سپس با شمارش آرای سطوح پایین مقایسه شود، چه اتفاقی میافتد؟ احتمالا ببر و ساکو این گونه نتیجه گرفتهاند که وزارت کشور دولت احمدینژاد در شب انتخابات تصمیم گرفته است در آرای وی در سطح استانها هماهنگی ایجاد کند، و سپس تصمیم گرفته است پنج میلیون رای بیش از تعداد آرای مورد نیاز برای پیروزی نهایی احمدینژاد، به آرای وی اضافه کند. این هماهنگسازی گسترده نیازمند این بود که در تمام سطوح استانها انجام شود تا خطر بروز تردید و در نتیجه احتمال خطر بررسی آرا کاهش یابد. به همین صورت آرای استانها باید در سطح مناطق گسترده میشد. البته ببر و ساکو برای به دست آوردن این نتیجه، تنها یک منطقه را در سطح هر استان در نظر گرفتند. این در حالی است که برای فهمیدن این که تقلب صورت گرفته است یا خیر، باید تمامی مناطق استانها بررسی میشد. با توجه به این مسأله سناریو بودن ادعاهای ببر و ساکو کاملاً مشخص میشود.
اما در مورد پروفسور مباین چطور؟ وی ادعا میکند که در شمارش آرای موسوی اشتباهی صورت نگرفته است، اما در شمارش آرای سه کاندیدای دیگر اشتباه صورت گرفته است. و جالب این جاست که در مورد شمارش آرای احمدینژاد تنها یک توجیه میآورد، و آن این است که در مورد احمدینژاد تقلب صورت گرفته است.
همان طور که قبلاً اشاره شد، اگر شمارش آرا در یک منطقه با شمارش آرا در کل صندوقها یکسان باشد، در شمارش آرای منطقه نمیتوان دستکاری کرد. با توجه به این مسأله میتوان گفت که بررسیهای پروفسور مباین منطقی و قابل قبول نبوده است، زیرا بررسیهای وی بر روی صندوقهایی صورت گرفته است که اعتبار و درستی آنها تأیید شده است. در واقع غیرممکن است که ناظران موسوی از این مورد آگاهی داشته باشند، اما هیچ اعتراضی نکرده باشند.
منبع:ویژه نامه «پتک جمهوریت» روزنامه «جوان»
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی ,
,
:: بازدید از این مطلب : 347
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6